
مرگ سهم ماست می دانم قسمت چشمهای بارانی گریه بی صداست
می دانم مادرم با نگاه خود می گفت زندگی اشتباست می دانم یک نفر
بهانه می گیرد در دلش جای پاست می دانم یک نفر بی گناه می میرد
چه زیباست به خاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن و چه
تلخ و غم انگیز است دور از تو بدون خوشبختی زیستن و برای تو گریستن و
به عشق و دنیای تو نرسیدن. ای کاش واقف بودی که بدون تو مرگ
گواراترین زندگی است و بدون تو و بدور از دست های مهربان تو و بدون قلب
حساست زندگی چه تلخ و ناشکیباست
نظرات شما عزیزان:
ساناز 
ساعت12:18---28 تير 1391
صبرت که تمام شد ، نرو
معرفت تازه از آن لحظه آغاز میشود ..
|